Weblog MehranZarkani

                وبلاگ#مهرزاد

با نام و یاد او     

              ​   فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی

ادامه نگارخانه X

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

ایلان ماسک و رؤیای جهان بدون پول،

 

*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و در جهت غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.

 



شایان نوظهوری:
پایان پول یا آغاز عصر مالکیت نوین؟

 

ایلان ماسک در گفت‌وگوی اخیرش با The Economist پیش‌بینی کرده که  هوش مصنوعی و  ربات‌ها طی چند سال از مجموع هوش انسان‌ها فراتر می‌روند و جهان را وارد عصر  فراوانی شگفت انگیز می‌کنند.

 

عصری که در آن کار اختیاری می‌شود، درآمد همگانی بالا امکان‌پذیر است و در نهایت، پول اهمیت خود را از دست می‌دهد.
اما این ایده چندان جدید نیست.

 

جان مینارد کینز در ۱۹۳۰ پیش‌بینی کرده بود که رشد بهره‌وری تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند مسئله اقتصادی بشر را حل و هفته کاری را به حدود ۱۵ ساعت کاهش دهد. بهره‌وری چند برابر شد، اما کمیابی از بین نرفت، بلکه شکل آن تغییر کرد.


بنابراین مسئله اصلی درباره آینده، صرفاً این نیست که:

آیا AI می‌تواند فراوانی تولید کند؟ پاسخ به این احتمال، بله است.

 

مسئله عمیق‌تر این است: چه کسی مالک ظرفیت تولید آینده خواهد بود؟

 

اگر AI و ربات‌ها بتوانند تولید بسیاری از کالاها و خدمات را با هزینه نهایی نزدیک به صفر انجام دهند، فراوانی دیجیتال و مادی افزایش می‌یابد. اما زمین، انرژی، آب، مواد معدنی، زمان، موقعیت جغرافیایی و حتی ظرفیت محاسباتی همچنان کمیاب باقی می‌مانند.

 

حتی خود AI نیز کمیابی‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند. مثل تراشه، برق، دیتاسنتر، زمین و زیرساخت محاسباتی،
بنابراین فناوریِ کاهش‌دهنده کمیابی، هم‌زمان می‌تواند گلوگاه‌های جدیدی برای قدرت اقتصادی ایجاد کند.

 

از این مهم‌تر، فراوانی تولید الزاماً به معنای فراوانی مالکیت نیست.
اگر ربات‌ها جایگزین بخش بزرگی از نیروی کار شوند، سهم نیروی کار از تولید می‌تواند کاهش یابد و سهم  سرمایه افزایش پیدا کند.

 

در این شرایط، اگر مالکیت مدل‌های AI، ربات‌ها، داده، انرژی و زیرساخت در دست گروه کوچکی متمرکز باشد، جامعه ممکن است هم‌زمان ثروتمندتر و البته نابرابرتر هم شود.

 

اینجا یک مفهوم کلیدی وارد می‌شود: مالکیت سرمایه هوش مصنوعی،
پارادایم‌شیفت واقعی آینده پایان پول نیست، پایان مرکزیت کار در اقتصاد است.

 

در اقتصاد صنعتی، فرد عمدتاً با فروش زمان و مهارت خود درآمد کسب می‌کند. اما اگر ماشین‌ها بخش عمده تولید را انجام دهند، این سؤال بنیادی تغییر می‌کند:

اگر کار دیگر منبع اصلی درآمد نباشد، مردم از چه چیزی درآمد خواهند داشت؟


دو مسیر محتمل شکل می‌گیرد:

 

تمرکز مالکیت:
اقلیتی که مالک سرمایه AI هستند و اکثریت از طریق Universal Basic Income یا انتقال‌های دولتی به تولید دسترسی پیدا می‌کنند.

 

گسترش مالکیت:
شهروندان، صندوق‌های عمومی و نهادهای اجتماعی نیز مالک بخشی از سرمایه مولد AI می‌شوند و از بازده آن سهم می‌برند.

 

از این منظر، مفهوم مهم‌تر از Universal Basic Income  مفهوم Universal Basic Ownership  است.
یعنی به‌جای اینکه انسان صرفاً مصرف‌کننده ثروتی باشد که ماشین‌ها تولید می‌کنند، مالک بخشی از ماشین تولید ثروت نیز باشد.

 


اما یک مسئله دیگر باقی می‌ماند: پول فقط وسیله مبادله نیست.
قیمت و پول، ساز و کاری برای انتقال اطلاعات درباره منابع کمیاب و ترجیحات پراکنده میلیون‌ها انسان‌اند.

 

حتی اگر تولید بسیاری از کالاها رایگان شود، همچنان باید تصمیم بگیریم:

انرژی، زمین، زمان محاسباتی و توجه انسانی محدود را به کدام کاربرد اختصاص دهیم؟

 


 

 

برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری نماییم.

رعایت الگوی مصرف به میزان لازم و بدون اسراف در منابع، جزء میراٍث عاقلانه ما، برای نسل آینده می باشد.

غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات

enriching Business Administration by Information & Communications Technology

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

بازگشت