
*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و در جهت غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.
سوگیریها یا خطاهای شناختی، همان عامل قوی و البته پنهانی است که تفکر من و شما را عمیقن تحت تاثیر قرار میدهد.
به همیندلیل هم باید تلاش کنیم که آنها را بشناسیم.
بهخصوص وقتیکه پایِ تخصص و کار وسط میآید و مهمتر از آن، زمانی که منابع انسانی یک سازمان تحت تاثیر این سوگیریها، نتواند تفکر دُرستی نسبت به افراد، تخصص آنها و استخدامشان داشته باشد.
نتیجه این تفکر اشتباه هم چیزی نیست جز نابودیِ یک سازمان!
محمدجعفر مصفا، متولد 1312 خورشیدی در خمین و درگذشتهٔ 1397 خورشیدی می باشد.
او نویسنده، مترجم و مولوی شناس اهل ایران است، که کتابها و مقالات زیادی در رابطه با خودشناسی و انسانشناسی نوشتهاست.
مصفا چندین مقاله نوشته و در جاهای مختلف از جمله فرهنگسرای اندیشه تهران نیز جلساتی تحت عنوان خودشناسی برگزار کردهاست.
محمدجعفر مصفا معتقد است انسان تمام عمر خود را مشغول آن چیزی است که نیست!
و تأکید دارد که تمام فکرها و اندیشههای اعتباری ئی که انسان در سر دارد زائد است.
من را اعتباری دانسته و آن را مرکز موهومی از مجموعه ارزشهای ثبت شده در ذهن میداند.
قسمتی از متن کتاب:
هماکنون این بچهها در این پارک مشغول بازی هستند. ضمن بازی فرضن با هم دعوا میکنند. یکی از آنها دیگری را میزند و من و شما که شاهد جریان هستیم، به علت اینکه ذهن خودمان عادت به تعبیر و تفسیر رفتارها و رویدادها دارد، به بچهای که کتک زده میگوییم:
چه بچه شجاعی، یا چه بچه وحشی و بیتربیتی،
به بچهای هم که کتک خورده میگوییم:
چه بچهی ترسویی، بیدست و پا و بیعرضه ای،
یا وقتی میبینیم یکی از این بچهها اساببازی یا چیزی را که میخورد به دیگری هم میدهد به او میگوییم:
چه بچهی سخاوتمندی یا چه بچهی هالویی، چیزهایش را بیجهت به دیگران میبخشد و نظایر این تعبیرات، که فراوان است و همهی ما هم محققن با آنها آشنا هستیم.
در روز صدها بار به شکلهای متفاوت، صریح و غیرصریح، به وسیلهی الفاظ، به وسیله رفتارها و حرکات مخصوص، به وسیلهی نگاه یا حتی به وسیلهی سکوت، رفتار خودمان ودیگران را معنا و تفسیر میکنیم.
خوب، حالا قدم به قدم جلو برویم و ببینیم نتیجهی این تعبیر و تفسیرها چیست.
بعد از اینکه بچه با تعبیر و تفسیر آشنا شد چه فعل و انفعالی در ذهن او صورت میگیرد و چه استنباطی از زندگی و روابط پیدا میکند؟
محققن اولین استنباط بچه این خواهد بود که در زندگی و در روابط انسانها تنها واقعیتها مطرح نیست، بلکه هر واقعیت، هر حرکت، هر رفتار و هر رویداد و جریانی یک معنای خاص هم دارد که مثل سایهای نامریی به آن چسبیده است و همیشه همراه آنست.
میفهمد که کتک زدن یا کتک خوردن، تنها کتک زدن و کتک خوردن نیست، بلکه یک معنایی هم پشت آن نهفته است.
غذا دادن به بچه دیگر علاوهبر اینکه یک واقعیت است معنای سخاوت هم می دهد.
به این طریق ذهن بچه از شروع رابطه با زندگی یک کیفیت تعبیرکنندگی پیدا میکند. ذهنش عادت میکند به اینکه هیچ چیز را خالص و به عنوان یک واقعیت نبیند، بلکه به محض انجام هر عمل فورا به دنبال معنای آن نیز بگردد و بر عمل خود برچسبی بزند.
بنظرش میرسد که عمل بدون تعبیر و معنا ناقص است.
مثل اینکه تعبیر و برچسبگذاری جزء لایتجزای چیزها و رویدادها است.
و اینکه بعدها علیرغم درک روشن قضایا انسان به سختی میتواند خود را از اسارت زنجیر ذهنیات خود رها کند به خاطر آن است که از کودکی واقعیتها، و تعبیر ذهنی واقعیتها را طوری به بچه عرضه و القا کردهاند که انگار اینها یک چیزاند یک چیز جداییناپذیر،
و به این جهت است که انسان بعدها نمیتواند صورت ناب و خالص واقعیتهای زندگی را آنطور که هست ببیند.
به نظر او هر واقعیت حتما باید یک توصیف و تعبیر و معنا هم داشته باشد.
و اگر چه آن معنا و تعبیر صرفا ذهنی است، اما چون از کودکی معنا و واقعیت را با هم و بصورت یک واحد به او القا کردهاند، تفکیک آنها به نظرش مشکل میرسد. رفته رفته که بچه با تعبیر و تفسیر ها آشنا میشود متوجهی این واقعیت نیز میگردد که اگر چه تعبیر و تفسیر ها با الفاظ مختلف و عناوین و توجیهات متفاوت صورت میگیرد، ولی همهی آنها حول یک چیز دور میزنند:
و آن ارزش است.
شکل تعبیرات متفاوت است، اما در پشت همهی آنها و در محتوای همهی آنها تنها ارزش نهفته است.
بچه هر چه بیشتر با زندگی آشنا میشود و روابط بیشتری پیدا میکند، این حقیقت را بهتر و روشنتر درک میکند که انگار هدف زندگی انسانها و هدف تمام فعالیتها و روابطشان کسب ارزش و اجتناب از بیارزشی است.
تفکر زائد پندار و توهمی است که در لباس اندیشه متجلی می گردد.
تا زمانی که این نوع تفکر و در حقیقت توهم حاکم بر ذهن است زندگی و هستی انسان در ابری از تیرگی خواهد گذشت.
بی هیچ هدف و مسیر روشن و بدون کمترین تسلط بر زندگی،
عنوان کتاب: تفکر زائد،
نام پدیدآور: محمد جعفر مصفا،
مشخصات نشر: تهران، پریشان،
شابک: 978-6009149520
قطع: رقعی،
نوع جلد: شومیز،
موضوع: خودسازی خودکاوی،
تعداد صفحه: 210
سال انتشار شمسی: 1402
سال انتشار میلادی: 1983
زبان: فارسی،
برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری نماییم.
رعایت الگوی مصرف به میزان لازم و بدون اسراف در منابع، جزء میراٍث عاقلانه ما، برای نسل آینده می باشد.
غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات
enriching Business Administration by Information & Communications Technology
